
یكی از روزهای یكهزاروسیصدوشصتمین سال شمسی بود كه با یك كروموزوم ایكس و یك كروموزوم ایگرگ، مجوز حضورم دراین دنیا صادر شد..
و بعد یك زندگی عادی مثل هیچكس ...
گذشت و گذشت و چه زودگذشت تا دغدغه جوانانی مثل من " كار و مدرك " یا "مدرك و كار" شد و من دراین بحبوحه به پشت میزنشینی دلخوش شدم.
و چه اسمی پیداكردم :
كارشناس مدیریت از دانشگاه فلان ،
و چه رسمی پیدا كردم :
كارمند بانك بهمان ،
- - - - - - - - - - - -
اگر فقط برای خودم مینوشتم یه Notepad برام كافی بود .
نه Connection میخواست
نه ویرایش قالب لازم بود
و نه وسواس نوشتن و پاك كردن داشتم .
. . .
متشكرم كه نظر میگذارید




بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بعداز
اینكه مدرك كارشناسی مو گرفتم ، شاید حدود یه ترم توی بهشت فارغ التحصیلی بودم و
بعد دوباره مصمم شدم كه ادامه بدم برای كارشناسی ارشد . واقع نگری (یا شایدم
نامیدیم به خودم) بهم تذكر داد كه بیخیال دانشگاه دولتی باشم پس توی سه چهار سال گذشته
، جسته گریخته آزمونهای مختلف دانشگاه آزاد ، پیام نور و موسسه بانكداری رو شركت كردم
.... اما متاسفانه و به خیلی از دلایل موفق نشدم . الان كه به اون سالها فكر میكنم
یه دلیل بیشتر برام مشهود میشه ، " اینكه برای انجام هركاری بهتره آدم توی
جریانش باشه ، باید توی جَو ِش بره ، اصلا چراكه جَوْگیرش نشه ؟؟!!"
شاید خیلی جاها از واژهی "جَوْگیری" برداشت منفی شده باشه اما مورد
منفیش وقتی پیش میاد كه آدم توی موقعیتی قرار بگیره كه به حال واقعیش بی ربط باشه
و این موقعیت ناخودآگاه اونو به حالهای دیگری هم سوق بده كه مال اون نیست.
(احتمالا یاد طنز مرد هزارچهرهی مهران مدیری افتادین :) )
ولی اگه بخوام اینو درمورد خودم و درس
خودنم بگم جوگیری یعنی : توی چندتاكلاس مهمه مرتبط ثبت نام كردن و فعال بودن ، با
چندتا از همكارا و رقبای مسیر همدم و همگام شدن ، مراوده با كسایی كه مسیرو با
موفقیت طی كردن . در كل یعنی توی جمعهایی باشم كه اطرافم رفقا یا رقبایی حضور دارن
كه انرژی ها و اطلاعات ازشون میگیرم . از یه زاویه دیگه اینكه این انرژی جمعی و همنیشی با آدمهای
اون مسلك تجربه های جدید یا قدیمی شونو شفاف و بدون حاشیه به آدم انتقال میده شاید مصداق اون عبارتی هم باشه كه : " لازم
نیست همه مسیرها رو رو طی كنیم . گاهی بیان تجربههاست كه راه رو بهمون نشون میده
"

پی نوشت:
1.باتوجه
به متن توضیحات وبلاگم فكر میكنم همین جو زدگی اون دوران باعث شد هم توی
كنكوركارشناسی تلاش بیشتری داشته باشم و هم نتیجه بهتری بگیرم .
2. نمی دونم كجا خوندم: خوبه آدمو سگ
بگیره ولی جو نگیره ... اما انگاری بعضی وقتاهم: خوبه آدمو جو بگیره ولی سگ نگیره :)
طبقه بندی: دست نوشتهای روزانه،
برچسب ها: كارشناسی ارشد، جوگیر شدن، انرژی جمعی،
حدود دوماه میشه كه یه همدم جدید پیدا كردم . یه دوست كه توی اغلب زمانها و مكانها همراهم بوده و حضورش باعث درك بیشتر لحظه های خوب و ثبت خاطره هام شده . این دوست جدیدم یه دوربین دیجیتاله ( نیمه حرفه ای ) كه هرچی میگذره از سرو كله زدن باهاش بیشتر لذت میبرم . اولا كه شناختمون ازهم دیگه كمتر بود عكسارو با حالت اتوauto میگرفتم ولی لذت الانش به اینهكه توی حالت دستیmanual هم میام و سعی میكنم خلاقیت بیشتری به خرج بدم . برای من كه با هنر و اونم هنرعكاسی غریبه بودم ، اینقدر ذوق داشت (و هنوزم داره) كه اكثرا صبح جمعه ها میزدم بیرون تا از فضای خلوت پارك و طبیعت پائیزیش عكس بگیرم .
فكر میكنم هنرعلاوه بر اینكه به ما و زندگیمون بعد میده ، باعث میشه احساس یكنواختی زندگی نداشته باشیم و از اون جهت كه با روح و روان آدمها سروكار داره باعث آرامش و لذت میشه و چه لذت خوبی داره " خلق كردن و ثبت كردن"
طبقه بندی: دست نوشتهای روزانه، فتوبلاگ،
برچسب ها: هنر، هنرعكاسی، خلاقیت،
می شنوم و فراموش میكنم
می بینم و به یاد می سپارم
انجام می دهم و درك میكنم ..
میتوان راجع به شنا كردن ساعتها صحبت كرد و آموزش تئوری دید و به دقت
به تماشای حركات قهرمانان این رشته نشست اما فقط زمانی میتوان گفت شنا بلد هستنید
كه داخل آب پریده باشید و خودتان را به آب
بزنید و شنا كنید .
همین طور در دوران زندگی خود مطالب زیادی "شنیدهایم " كه بعضا راه گشاه
نیز بوده اند ولی در طی زمان آنها را فراموش كردهایم . وقایعی را به چشم خود
" دیدهایم " كه شاید درسی نیز
در آن وقایع وجود داشته و ما هنوز آنرا بخاطر داریم اما یادگیری و درك واقعی مطالب زمانی اتفاق می
افتد كه خودما تجربه " انجام دادن " را حس كرده ایم . تنها زمانی
میتوانیم بگوییم " من یاد گرفته ام ، درك كرده ام ، درحال پیشرفتم و در راه
كمال قرار گرفته ام كه شنیده ها و دیده های مفید خود را تبدیل به عمل كنیم تا ماندگار شود"
مطلبی رو كه خوندید ، ابتدای مقاله ی دكترشیری درمجله راه كمال و با
عنوان "چرخ زندگی" بود. ایشون تو این
مقاله از" تعادل در زندگی" گفتن و در ادامه یه ابزارمعتبر و جامع معرفی
میكنن بنام "چرخ زندگی" كه همراه با چندتا سوالش ابزاری میشه برای ساختن
یه زندگی متعادل ، برای سنجش مستمر و ارتقا عملكرد زندگی .
فرصت نمیشد همه مطلب رو اینجا بیارم ولی اگه از قبل به اینجور مباحث علاقمند بودین
یا الان علاقمند شدین ، اگه بفكر كیفیت زندگی خودتون هستین یا حتی اگه به فكر
زندگی خودتون نیستین ، بازم این مقاله بكارتون میاد و خوندش رو بهتون توصیه میكنم .

اگراین چرخ زیر ماشین زندگی شما قرارگیرد چقدر زندگی پرفرازو نشیب و پردست اندازی
خواهید داشت؟
برای همگون كردن شكل چرخ زندگی خود در چه جنبه هایی از زندگی نیازمند تغییر و
تحول هستید ؟
طبقه بندی: دست نوشتهای روزانه، روانشناسی مثبت، اقتباس،
برچسب ها: چرخ زندگی، زندگی متعادل، دكتر شیری، مجله راه كمال،
دنبالک ها: دكتر شیری،